خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: جمعه 26 خرداد 1391 ساعت: 20:33

خدایا

از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار.

نگاهی ،

یادی ،

تصویری ،

خاطره ای

برای هنگامی که فراموش خواهیم کرد

روزی چقدر عاشق بودیم

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: جمعه 26 خرداد 1391 ساعت: 20:29

love

سال هاست که تو رفته ای

از این دیار...

و من

مجنون وار سر به بیابان گذاشته ام

اما پیدایت نکرده ام

حالا ده سال از آن تاریخ گذشته است

برای خودم کسی شده ام!!

اگر به کسی نگویی

دیری است که رئیس اداره مجنونانم...!

و امروز دستور دادم

چشم هایت را

روی دیوار نقاشی کنند

تا دیگر به فکر فرار نیفتی!!

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: جمعه 26 خرداد 1391 ساعت: 20:24

love

سال هاست که تو رفته ای

از این دیار...

و من

مجنون وار سر به بیابان گذاشته ام

اما پیدایت نکرده ام

حالا ده سال از آن تاریخ گذشته است

برای خودم کسی شده ام!!

اگر به کسی نگویی

دیری است که رئیس اداره مجنونانم...!

و امروز دستور دادم

چشم هایت را

روی دیوار نقاشی کنند

تا دیگر به فکر فرار نیفتی!!

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: جمعه 26 خرداد 1391 ساعت: 20:24

كاش ميشد چشمانت را بوسه زنم

کاش میشد در سایه ی مژگانت ،

لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: جمعه 26 خرداد 1391 ساعت: 20:22

خداحافظ
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن

ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن

خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه

لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه

یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند

یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند

تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو

هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو

خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم

نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی

تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی

تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم

خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی

طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه

خداحافظ...



خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها

بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا

خداحافظ همین حالا

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: جمعه 26 خرداد 1391 ساعت: 20:17


ياد بگذشته به دل ماند و دريغ

نيست ياري كه مرا ياد كند

ديده ام خيره به ره ماند و نداد

نامه اي تا دل من شاد كند


خود ندانم چه خطائي كردم

كه ز من رشته الفت بگسست

در دلش جائي اگر بود مرا

پس چرا ديده ز ديدارم بست


هر كجا مي نگرم، باز هم اوست

كه بچشمان ترم خيره شده

درد عشقست كه با حسرت و سوز

بر دل پر شررم چيره شده


گفتم از ديده چو دورش سازم

بي گمان زودتر از دل برود

مرگ بايد كه مرا دريابد

ورنه درديست كه مشكل برود



مي كشندم چو در آغوش به مهر

پرسم از خود كه چه شد آغوشش

چه شد آن آتش سوزنده كه بود

شعله ور در نفس خاموشش


شعر گفتم كه ز دل بردارم

بار سنگين غم عشقش را

شعر خود جلوه ئي از رويش شد

با كه گويم ستم عشقش را


مادر، اين شانه ز مويم بردار

سرمه را پاك كن از چشمانم

بكن اين پيرهنم را از تن

زندگي نيست بجز زندانم


تا دو چشمش به رخم حيران نيست

به چكار آيدم اين زيبائي

بشكن اين آينه را اي مادر

حاصلم چيست ز خود آرائي


در ببنديد و بگوئيد كه من

جز او از همه كس بگسستم

كس اگر گفت چرا؟ باكم نيست

فاش گوئيد كه عاشق هستم


قاصدي آمد اگر از ره دور

زود پرسيد كه پيغام از كيست

گر از او نيست، بگوئيد آن زن

ديرگاهيست، در اين منزل نيست

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: جمعه 26 خرداد 1391 ساعت: 20:12

روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو*دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو

روزي که دلت به ديگري مايل شد*کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو

بار اول با معذرت خواهي

بار دوم با گريه

بار سوم با ريختن غرورت نگهش دار!

ولي بار چهارم...

ديگه نه ميشه و نه بايد کاري بکني!

کسي که دلش با تو نباشه و بخواد بره...ميره.

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

سر رو شونه هایت بگذارم….از عشق تو…..

از داشتن تو…اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم

بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

اری من تورا دوست دارم

وعاشقانه تو را می ستایم

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت: 21:49

گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود

از هرچه زندگیست دلت سیر می شود

گویی به خواب بود جوانیمان گذشت

گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت: 21:45


هميشه براي كسي بخند

كه ميدوني به خاطر تو شاد ميشه...

واسه كسي گريه كن

كه مي دوني وقتي غصه دري و اشك ميريزي

برات اشك ميريزه...

براي كسي غمگين باش كه در غمت شريكه...

عاشقه كسي باش كه دوست داره

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت: 21:44

شاید در ظاهر کیلومترها فاصله بین من و توست...

اما هر بار دل تنگ میشوم دستانم را روی قلبم میگذارم

آرام آرام تپیدنت را احساس میکنم...

چه ساده تمام زندگیم شدی ای

و چه زیبا فاصله ها را در هم کوبیدی ای و در کنارم هستی

تا همیشه در من جاری باش...

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت: 21:31

آسمان بارانيست...

همگي ميگذرند...

چتر دارن به دست...

تا نبارد باران بر سر و صورتشان...

اما...........

من تنها و رها

زير اين سقف سياه

مينشينم بي تو...

و به تو....مي انديشم...

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت: 21:30

عشق يعني .............

عشق يعنيکسي که دلتو مي بره

عشق يعني بعضي وقتا اشک زياد ريختن

عشق يعني جز عشقت هيچي رو نبيني

عشق يعني اين فکر که چقدر خوبه اون تو رو بخواد

عشق يعني قشنگ ترين لباستو براش بپوشي

عشق يعني ترانه اي که اونو به يادت مي ندازه

عشق يعني منتظر تلفنش باشي

عشق يعنيبدون اون انگار تو بيابون سرگردوني

عشق يعني وقتي اونو مي بيني داغ کني

و عشق يعني هيچ وقت دلشو نشکني

و با همه ی اینا به یک کلام

به سادگی عشقت رو فراموش نکنی

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت: 21:29

به دیدارم بیا هر شب

در این تنهایی تنها و تاریک

دلم تنگ است

بیا ای روشن ، ای روشن تر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهای ها

دلم تنگ است

بیا بنگر!!

چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده و این تالاب مالامال

دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی!

شب افتاده است .... و من

و من تنها و تاریکم !!!!

و در ایوان و در تالاب من دیریست در خوابند

پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی

بیا ای مهربان با من

بیا ای یاد مهتابی...

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت: 21:28

شبه دلگیر

...

دلم گرفته امشب

ندیدمت کجایی؟

باور نمی کنم من

انقد تو بی وفایی

--

چند سالیه با رویات

شب رو سحر میکنم

چند روزیه که خیلی

از دست تو دلخورم

---

یادش بخیر اوایل

روزای آشنایی

میگفتی عشقم تویی

نبینی بی وفایی

---

اما دیگه این روزا

جات خالیه تو خونه

آره دلم این روزا

داره هزارتا بونه

---

از اون روزای مستی

دارم هزار نشونه

من دیگه رفتم بی تو

دل میگیره بهونه

---

شعر:علی و پویا

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1391 ساعت: 10:20

در جلسه امتحانِ عشق
من مانده ام و یک برگه
سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنیو یک بغل تنهایی و دلتنگی..
درد دل مندر این کاغذ کوچک جا نمی شود!
در این سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!
و برگه سفیدمعاشقانه قطره را در آغوش می کشد!
عشق تو نوشتنی نیست..
در برگه ام، کنار آن قطره، یک قلب می کشم!
وقت تمام است.

برگه ها بالا...

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1391 ساعت: 20:37

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1391 ساعت: 20:15

روزی خواهد رسید که شیطان فریاد می زند

ادمی پیدا کنید سجده خواهم کرد!!!

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1391 ساعت: 11:54

گفت زیر باران باید رفت .رفتم و گفت چشم ها را باید شست شستم.

گفت جور دیگر باید دید دیدم ولی ...او نه در چشم خونین و شسته ام و نه

درنگاه دیگرم هیچ کدوم رو ندید فقط در زیر باران با طعنه خندید و گفت:

دیوانه ی باران زده........

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1391 ساعت: 11:53

برچسب: نویسنده: پویا تاريخ: شنبه 20 خرداد 1391 ساعت: 17:51

صفحه بندی